خانه / سرگرمی / بیوگرافی اشخاص معروف / بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس

بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس

بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس

بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس
نیوشا ضیغمی متولد ۱۸ تیر ۱۳۵۹ در تهران؛ بازیگر زن ایرانی است وی دانش آموخته رشته روانشناسی کودک است. روشا ضیغمی (بازیگر) خواهر کوچکتر اوست.
بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس
بیوگرافی نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان + عکس

بیوگرافی کامل نیوشا ضیغمی

نیوشا ضیغمی در ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد. او و خانواده اش در خیابان میرداماد زندگی می کردند. او اصالتاً اهل استان کرمانشاه است. نیوشا ضیغمی بعد از اتمام دبیرستان، لیسانس خود را در رشته روانشناسی کودک از دانشگاه شهیدبهشتی تهران گرفت.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

دنیای بازیگری نیوشا ضیغمی:

او با شرکت در کلاس های آزاد بازیگری کانون سینماگران جوان بازیگری را فراگرفت و توسط این مؤسسه به مسعود جعفری جوزانی معرفی شد. بلافاصله بعداز فارغ التحصیلی از این کلاس ها در مجموعه تاریخی در چشم باد که در شهر تاریخی ماسوله فیلم برداری شده بود نقش یک دختر روستایی شمالی را ایفا کرد.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

او سپس در اولین تجربه سینمایی خود در فیلم تردست به کارگردانی محمدعلی سجادی ایفای نقش کرد و همین فیلم سبب همکاری دوباره ضیغمی و محمد علی سجادی در فیلم شوریده گشت و برای بازی در این فیلم نامزد دریافت سیمرغ بلورین از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد و با بازیگرانی چون هدیه تهرانی رقابت کرد. البته اکران فیلم شوریده با چند سال تأخیر باعث شد که از این فیلم استقبال زیادی نشود. وی سپس در فیلم های مواجهه و گناه من بازی کرد که این دو فیلم هم با چند سال تأخیر و به صورت محدود اکران شدند.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

سال ۸۵ سال نسبتاً خوبی برای ضیغمی که تا آن زمان هیچ کدام از فیلم هایش اکران نشده بودند، بود. با اکران فیلم های پارک وی و اخراجی ها؛ بالاخره طلسم اکران نشدن فیلم های وی شکست. نیوشا ضیغمی در همین سال حس پنهان را بازی کرد که در بیست ششمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد. ضیغمی بعد از اکران اخراجی ها و در سال های ۸۶ و ۸۷ با فیلم های قرنطینه، تلافی و توفیق اجباری جای خود را در سینما تثبیت کرد.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

بعد از اکران این فیلم ها ضیغمی حدود یک سالی در هیچ فیلمی بازی نکرد؛ در عوض دفتر سینمایی را گشود تا در این دفتر از فیلم های خوب سینمایی حمایت شود. ضیغمی سپس در فیلم هایی مثل؛ اخراجی های ۲، زمهریر، دموکراسی تو روز روشن، پرستوهای عاشق، پرتقال خونی، دختر شاه پریون، سرخابی، چارسو، آدم باش و … ایفای نقش کرد. در خرداد ۱۳۹۴ نیوشا ضیغمی با انتشار متن و عکسی خبر از فوت مادر بزرگش داد.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
نیوشا ضیغمی فرزند محسن ضیغمی و فهیمه رستم پور است.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

مخالفت پدر و مادر نیوشا ضیغمی برای بازیگری:

وقتی می خواستم وارد بازیگری شوم مادرم مخالفت نمی کرد ولی آن دید مادرانه نسبت به آینده من را در نظر می گرفت اما پدرم با بازیگر شدن من زیاد موافق نبود. پدرم اصولا کارهای علمی را دوست داشته و دارد و ترجیح می داد من پزشک یا مهندس شوم تا بازیگر. وقتی وارد این عرصه شدم و با کار آقای جوزانی شروع کردم و پس از آن هم بلافاصله وارد سینما شدم. در همان سال اول نتیجه خوبی حاصل شد. پدرم تغییر موضع داد و با کار من موافقت کرد.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

روشا ضیغمی خواهر نیوشا ضیغمی:

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
روشا ضیغمی متولد ۲۹ دی ماه ۱۳۶۹ از بازیگران سینما می باشد. روشا ضیغمی دانشجوی رشته مترجمی زبان انگلیسی و کار هنری را با گرافیک آغاز کرده است. اولین تجربهٔ وی در عرصه بازیگری؛ بازی در فیلم کوتاه چهار به کارگردانی پیمان عباسی است و همچنین او در فیلمی به نام چهارسو با خواهرش همبازی شد.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
او همچنین در سریال ماتادور که از شبکه اول سیما پخش می شد در کنار پوریا پور سرخ، شقایق فراهانی، لیندا کیانی، سام درخشانی و پولاد کیمیایی ایفای نقش کرده است.

همسر نیوشا ضیغمی:

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

آرش پولاد خان همسر نیوشا ضیغمی متولد شهر اصفهان است و شغل او تجارت نقره می باشد.

نحوه آشنایی و چگونگی ازدواج نیوشا ضیغمی:

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
حکایت آشنایی من و آرش در نوع خودش بسیار جالب است. چون او من را قبل از آشنایی مان به شکل رسمی به واسطه فیلم هایم می شناخت و همین قضیه باعث شد که از قبل، پیش فرض هایی نسبت به من داشته باشد. در هر حال آشنایی و ازدواج با او یکی از بهترین اتفاق های زندگی ام بود.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
آرش پولادخان: حق با نیوشاست. من مدت ها قبل از اینکه با نیوشا آشنا شوم؛ دوست داشتم با او ازدواج کنم و یک جورایی او را همسر آینده خودم می دیدم. اما تنها دلشوره ام این بود که نیوشا با تصویری که از او در کارهایش می بینم فاصله داشته باشد. از طرفی دوست نداشتم که صرفاً به او به عنوان یک هوادار نزدیک شوم. به همین خاطر کلی دودوتا چهارتا کردم تا بالاخره به این نتیجه رسیدم تا از طریق سرمایه گذاری در فیلمی به او نزدیک شوم که خوشبختانه این اتفاق افتاد. اما نکته مهم در مورد او این بود که به مراتب از آنچه که فکر می کردم صادق و مهربان تر بود.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

ملاک ازدواج نیوشا ضیغمی:

راستش را بخواهید مهم ترین ملاک من برای ازدواج شخصیت و ادب و احترام بود. من در بدترین شرایط نمی توانم بی ادب باشم و نمی توانستم با مردی که احترام نگذارد و بددهن باشد، ازدواج کنم.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

مهریه نیوشا ضیغمی:

آرش این ویژگی خوب را دارد که با احترام برخورد می کند و همراه و دوست واقعی من است. خیلی طول کشید که او را انتخاب کردم اما شرط و شروطی نگذاشتم که به زور آن ها رابطه را حفظ کنم. مهریه ام یک سکه است. نمی توانم درک کنم که ۲ خانواده سر تعداد سکه با هم چانه می زنند.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

مادر شدن نیوشا ضیغمی:

پدر و مادر شدن تصمیم بسیار بزرگی است و شما برای رسیدن به این تصمیم باید از هر جهت آمادگی داشته باشید. تا به امروز من هنوز این آمادگی را در خودم حس نکردم. به همین جهت این موضوع را به زمان دیگری موکول کردیم. هرچند که مدتی قبل شایعه شده بود که من در انتظار بچه دار شدن هستم و به زودی صاحب فرزند دختری می شوم. شنیدن این شایعات بی اساس در نوع خودش واقعاً ناراحت کننده است.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

خانه داری نیوشا ضیغمی:

در زندگی شخصی ام زمانی که درگیر کار خاصی نباشم؛ گاهی درست عین یک زن خانه دار رفتار می کنم و درگیر کارهای خانه نظیر طبخ غذا، شستن لباس و اتوکشی و گردگیری خانه هستم. البته اگر پای تعریف از خود نگذارید باید بگویم دستپختم هم به نسبت خوب است.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

نیوشا از سفر حج می گوید:

نکته ای که برای من بسیار جالب بود این است که خانه خدا شبیه به هیچ جایی از دنیا نیست. من روز اولی که وارد مکه شدم در شوک بودم. مانند یک قیامت واقعی است؛ ولی شما زنده آن را تجربه می کنید. شاید شنیده باشید که در قیامت هیچ کس به فکر کسی نیست و مادر بچه اش را نمی شناسد. همه از کنار هم رد می شوند و هم را نمی بینند و همه یکسان هستند. خانه خدا واقعا مانند قیامت است. همه یکسان لباس می پوشند و هیچ تفاوتی ندارند و همه افراد به خدای واحد فکر می کنند.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
نیوشا ضیغمی می گوید: خسرو شکیبایی و اکبر عبدی همیشه از اسطوره های من بودند و هستند.

نیوشا ضیغمی و گربه نازش خیلی وابسته به هم هستند. این گربه ملوس یکی از بهترین و گران ترین نژادهای گربه می باشد. این گربه از نژاد پرشین است که یک نژاد سلطنتی محسوب می شود.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

کلینیک زیبایی نیوشا ضیغمی:

نیوشا ضیغمی و همسرش به تازگی در مراسمی یک کلینیک زیبایی به نام نیوشا ضیغمی و یک گالری نقره جات به نام پولاد خان را با حضور بازیگران مشهور افتتاح کردند. در این مراسم که در خیابان پاسداران تهران برگزار شد، چهره های هنری و رسانه ای حضور داشتند که از میان آن ها می توان به محمدرضا شریفی نیا، سید علی ضیا، آنا نعمتی، بهنوش بختیاری، رضا رویگری، دانیال عبادی، کمند امیرسلیمانی و… اشاره کرد.

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

نیوشا ضیغمی در مورد علت افتتاح این کلینیک زیبایی می گوید: «من پیش از این، یک کلینیک زیبایی و سلامت پوست تاسیس کرده بودم که متاسفانه به دلیل بی درایتی و عدم مسولیت پذیری پزشکی که در این کلینیک با ما همکاری داشت، ترجیح دادم این مرکز را تعطیل کنم. از این پزشک هم در مراجع قانونی طرح شکایت کردم و هنوز هم پیگیر شکایتم هستم. در هر صورت به دلایل اتفاقاتی که افتاد آن مرکز تعطیل شد و بعد از وقفه ای که در این میان ایجاد شد، تصمیم گرفتم کلینیک جدیدی را راه اندازی کنم.»

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

تهیه کنندگی نیوشا ضیغمی:

سرمایه گذاری بر روی فیلم پرتقال خونی به کار گردانی سیروس الوند اولین تجربه ضیغمی در عرصه تهیه کنندگی است. او با فیلم «پرتقال خونی» در جشنواره فیلم فجر گذشته حضور داشت، اما این بار او فقط بازیگر نبود. نیوشا ضیغمی به همراه همسرش «آرش پولادخان» سرمایه گذاری این فیلم را هم به عهده داشتند.
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

فیلم شناسی:

سینمایی

  • آینه شمعدون ۱۳۹۱
  • راستش را بگو ۱۳۹۰
  • فیتیله و ماه پیشونی ۱۳۹۰
  • گشت ارشاد ۱۳۹۰
  • چارسو ۱۳۸۹
  • دختر شاه پریون ۱۳۸۹
  • سرخابی ۱۳۸۹
  • پرتقال خونی ۱۳۸۹
  • پرستوهای عاشق ۱۳۸۹
  • زمهریر ۱۳۸۹
  • دموکراسی تو روز روشن ۱۳۸۸
  • اخراجی ها ۲ ۱۳۸۷
  • تلافی ۱۳۸۶
  • توفیق اجباری ۱۳۸۶
  • قرنطینه ۱۳۸۶
  • اخراجی ها ۱۳۸۵
  • پارک وی ۱۳۸۵
  • حس پنهان ۱۳۸۵
  • گناه من ۱۳۸۵
  • تردست ۱۳۸۳
  • شوریده ۱۳۸۳
  • مواجهه ۱۳۸۳
  • در چشم باد ۱۳۸۲
  • یکی برای همه
جشنواره ها
 
نیوشا ضیغمی کاندیدای نقش اول زن برای فیلم شوریده در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد. فیلم شوریده به کارگردانی و نویسندگی محمدعلی سجادی و تهیه کنندگی جمال ساداتیان ساخته سال ۱۳۸۳ است.
خلاصه داستان فیلم شوریده:
 
دختر جوانی به نام سریر دست به خودکشی می زند. دکتر مهیار مروی به مداوای او می پردازد و سعی می کند تا به علل این حادثه پی ببرد که درگیر حوادث ناخواسته ای می شود و…
فیلم شوریده در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۸۴) در ۲ بخش بهترین نقش اول زن (نیوشا ضیغمی) و بهترین چهره پردازی (سودابه خسروی) کاندیدای این دوره از مسابقات بوده اند.

شغل همسر نیوشا ضیغمی

همیشه حرف و حدیث در مورد کار آراش پولادخان زیاد بوده اما به هر حال کار و کسب وی تجارت و در کل بازار و سرمایه است. از لحاظ مالی بسیار آدم ثروتمندی است و هر از چندگاهی گالری های لوکس گران قیمت را برای ثروتمندان اشرافی تهران برگزار می کند . چندی پیش گالری نقره ی او در تهران مثل بمب پر سر وصدا بود .

عکس های نیوشا ضیغمی

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
عکس بچگی نیوشا ضیغمی
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]
,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

عکس نیوشا ضیغمی و همسرش در لندن

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

عکس نیوشا ضیغمی و همسرش در حرم امام رضا

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

عکس روشا ضیغمی، خواهر نیوشا ضیغمی و گربه معروف نیوشا ضیغمی

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

عکس نیوشا و همسرش در فستیوال مسکو

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

عکس نیوشا ضیغمی و همسرش در فستیوال انگلیس

,نیوشا ضیغمی،روشا ضیغمی،بازیگران،بیوگرافی،چهره ها،سینمای ایران،سینما و تلویزیون,[categoriy]

نیوشا ضیغمی قبل از عمل جراحی زیبایی

گفت و گو با نیوشا ضیغمی و همسرش

آرش: همه زندگی ها می توانند دوام داشته یا نداشته باشند. صنف هنرمندها به این دلیل که دیده می شوند خیلی بیشتر زیر ذره بین هستند. ربطی به سینما ندارد، شاید خیلی آدم ها در خیلی صنف ها دچار مشکلاتی در زندگی شخصی باشند اما آن ها دیده نمی شوند و به نظرم چارچوبی که سالم باشد و ازدواجی که با منطق و عقل انجام بگیرد، به راحتی به مشکل برنمی خورد.

کافی است دو نفری که زندگی را با هم شروع می کنند آن را مدیریت کنند و از یکدیگر به شناخت کافی برسند، تجربه داشته باشند و حساسیت بی مورد نشان ندهند. اگر این شناخت کافی باشد تمام حاشیه ها و مشکلات به راحتی پشت سر گذاشته می شود. من و نیوشا همکار و هم رشته نیستیم و من تاجر نقره هستم اما این هیچ ربطی ندارد که بخواهیم یکدیگر را درک نکنیم و دچار مشکل شویم.

دوست ندارم وابسته باشم

نیوشا: ۱۰سال در فضای کاری و اجتماع فعالیت کرده ام. از وابستگی صرفا لذت نمی برم و اساسا انسان بلندپروازی هستم. به هرحال دلیل اینکه دوست دارم تجربه های مختلف کاری داشته باشم. باتوجه به اینکه هرکاری سختی خودش را دارد این است که زن ها همان قدر توانمند هستند و می توانند تاثیرگذار باشند که مردها می توانند. اصولا خانه داری یک شغل است اما این برای من کافی نیست. سقف خواسته هایم خیلی بلند است. این شاید خوب نیست و شاید آرش هم کلافه شود.

آرش: من اصلا از بلندپروازی نیوشا ناراضی نیستم. روح سلامت در منزل را بیشتر دوست دارم تا فقط حضور فیزیکی نیوشا را در خانه. روح همسر من آمیخته شده با جامعه و فضای بیرون و اگر زیاد در خانه باشد پژمرده می شود و سلامتی که باید داشته باشد را نخواهد داشت. روح سلامت نیوشا به زندگی من آرامش می دهد. من نشاط همسرم را بیشتر از غذای روزانه ای که خانم ها می پزند، نیاز دارم.

من تمام وقت در خدمت نیوشا هستم!

آرش: اگر بخواهیم از دید آدمی نگاه کنیم که فقط توقعش یک زندگی معمول ایرانی باشد، بله دورنمای آن با واقعیت فرق دارد. اما فضا و دید من از یک زندگی مشترک اصولا اینگونه نیست. چارچوب روح و روان نیوشا برایم خیلی مهم است. بقیه کارها را با هم هماهنگ می کنیم و مسئله خاصی وجود ندارد که بگویم آزارم می دهد. یک سری کارهاست که باید با تدبیر مدیریت شود. به عنوان همسر نیوشا، از تجربه ام استفاده می کنم. تمام وقت در خدمتش هستم تا کمک کنم حرکتی که می خواهد انجام دهد و با آرامش باشد.

ماجرای کلینیک پوست من چه بود؟

نیوشا: من اساسا به سلامت روح و بدن اهمیت می دهم و برایم صورت و پوست سالم و شاداب و دندان سالم نشان دهنده یک انسان خوشحال و بانشاط است. بدن و چهره نشان دهنده حال درونی است و من از ۲۲ سالگی به کارهای زیبایی پوست علاقه مند بودم. در واقع نگهداری از پوست را دوست دارم و به نظرم نباید اجازه بدهیم همه چیز خراب شود و تازه به فکر جراحی و درمان بیفتیم. به مراکز پوست مراجعه می کردم و در یکی از این مراجعاتم کار خانم دکتری را که برایم خدمات پوست انجام می داد، پسندیدم و قرار شد همکاری کنیم. متاسفانه پول خیلی چیز بدی است و آدم ها را تغییر می دهد. اما من آدمی نیستم که شرافت حرفه ای را که ۱۰سال است با زحمت و ذره ذره جمع کرده ام و اعتمادی که مردم به من دارند را به راحتی از دست بدهم. چون در آن مجموعه از اسم من استفاده می شد و من هم در آن برهه زمانی به آنجا اعتقاد داشتم و همه چیز خوب پیش می رفت.

خلاصه شراکت آغاز شد و من از یک مراجعه کننده تبدیل شدم به یک شریک و سرمایه گذار مجموعه. اما بعد از مدتی احساس کردم کارهای این کلینیک در چارچوب عقاید من نیست و آنجا به یک تجارتخانه تبدیل شد. من دنبال مجموعه ای بودم که اگر خواهرم یا دوستم وارد آنجا می شوند همان قدر راضی شوند که وقتی من خودم به آنجا می روم. البته اگر فقط به کسب درآمد فکر می کردم این قضیه خیلی هم خوب و پولساز بود اما من به پول در آوردن به هر قیمتی اعتقاد ندارم. بنابراین از آن گروه جدا شدم و به تازگی با یکی از شرکای پزشکم که انسان محترمی است، قرار شده با هم مجموعه جدیدی را مستقل داشته باشیم. خودم کار پوست و زیبایی بلد نیستم. البته دیگر تشخیص می دهم کدام کار صحیح است و کدام کار فقط کاسبی. از همین جا اعلام می کنم هیچ ارتباطی با مجموعه مذکور ندارم. درحال حاضر هیچ همکاری ای با هیچ کلینیکی ندارم. سعی می کنم این دفعه فعالیت مجموعه کاملا پزشکی و حرفه ای باشد نه بازاری. دنبال یک سرویس دهی درست هستم.

من برای پول با آرش ازدواج نکردم!

نیوشا: نکته ای که خیلی مرا آزار می دهد این است که می شنوم می گویند آرش مرا انتخاب کرده، چون نیوشا ضیغمی بازیگر هستم و من او را انتخاب کردم چون سرمایه گذار فیلم من بوده و برای پول با او ازدواج کردم. آدم ها نمی دانند که در زندگی ما چه می گذرد و به راحتی در مورد ما حرف می زنند. البته منظورم مردم عادی نیست مردم اجتماع ما صادقانه با هنرمندشان برخورد می کنند و آن ها را می پذیرند و بزرگ می کنند، دوستشان دارند یا حتی از هنرمند یا ورزشکاری متنفر هستند. حتی کسانی که از من متنفر هستند را دوست دارم و به آن ها احترام می گذارم؛ چون احساس می کنم نشسته اند و کلی به من فکر کرده اند و به دلیلی به تنفر از من رسیده اند. دلم می خواهد واقعا آن دلیل را بشنوم، شاید خودم متوجه آن نیستم و دیگران آزار می بینند. درون خودم یک اعتقاد شخصی برای انسان بودن دارم. من «نمی توانم» را درک نمی کنم. یعنی انسان اصلا نباید بگوید «نمی توانم». خدا هست و کائنات وجود دارد ولی روح برای انسان نقش خیلی مهمی را بازی می کند.

من هم از کره مریخ نیامده ام و به توانایی های خودم ایمان داشتم. پدرم دبیر و مادرم کارمند بازرگانی یک کارخانه بود. حتی پدرم اوایل بازیگری ام حس خوبی نداشت و بعد که دید تا این حد مصمم هستم به من کمک هم کرد. اما من فقط یک مسئله را در نظر گرفتم «که من می توانم».

گناهی کردم که خودم را نمی بخشم

نیوشا: در ۲۲سالگی کاری کردم که هنوز هم خودم را برای آن سرزنش می کنم. آن زمان خام بودم و اشتباهی کردم که هنوز هم خودم را نمی بخشم. هرجا مشکلی برایم به وجود بیاید درون خودم می گویم، حتما دارم چوب آن اشتباه را می خورم. این را گفتم که بگویم ما هر کار نادرستی بکنیم، کائنات صد برابر آن را به ما برمی گرداند. اگر یک سیلی به ناحق بزنیم؛ کائنات ضربه ای می زند که تا مدت ها نمی توانیم از جا بلند شویم. اگر همه ما به این اعتقاد داشته باشیم، خیلی کارها را انجام نمی دهیم. همیشه معتقدم واگذار کردن به خدا خیلی سخت است. وقتی کسی را آزار می دهید و می گوید تو را به خدا واگذار کردم، باید بترسیم. سعی می کنم کاری کنم که شب با رضایت از خودم بخوابم و صبح که بیدار می شوم از خودم راضی باشم.

همه چیز تاریخ مصرف دارد،حتی ستاره بودن!

نیوشا: مارلون براندو با آن همه عظمت الان کجاست؟ سوپراستاری، تاریخ دارد. حتی عمر و زندگی ما یک زمان محدودی است و باید فکر کنیم که بعد از خودمان می خواهیم چه اثری به یادگار بگذاریم. فقط یک اسم یا یک اثر ماندگار؟ برای همین به کسی که از من متنفر است احترام می گذارم. حسادت را دوست ندارم و حس می کنم حسادت بخشی از انسان است و در همه ادیان تاکید شده که آن را از خودتان دور کنید. آدمی که نمی خواهد تلاش کند و گناه عدم توانایی خود را به گردن دیگران می اندازد، سرشار از حسادت می شود. رسیدن به هرچیزی سخت است، رسیدن به قله یک کوه سخت تر است یا قدم زدن در دامنه آن کوه؟ قطعا به بالا رسیدن خیلی تلاش می خواهد و باید مسیر سختی را بگذرانی. کسی نمی تواند پول بدهد تا به آن بالا برسد. هرکسی می تواند ستاره باشد. یک خیاط ماهر، یک آشپز، یک بازیگر، یک ورزشکار… در هر رشته ای باید تلاش کنی و ستاره شدن کار راحتی نیست. فردی که شاخص می شود خلاقیت داشته و توانسته استعدادهای خود را پرورش دهد.

به راحتی هتک حرمت نکنیم

نیوشا: چندوقتی است متاسفانه اتفاق های ناخوشایندی در جامعه هنری می افتد. لادن طباطبایی چندوقت قبل در برنامه هفت حرف جالبی زد، گفت: من دختر یک خانواده هستم، مادر یک فرزند هستم و نقش های مختلفی دارم.

برای کارم زحمت کشیده ام و شبانه روز تلاش کرده ام. من ناراحت می شوم هنرمندی مثل لادن به راحتی از بازیگری خداحافظی می کند و آب از آب تکان نمی خورد. چرا باید یک هنرمند این همه رنجیده خاطر باشد و ما ناراحت نباشیم. کسی می آید و به تمام خانم های سینمای ایران توهین می کند. خانم هایی که یا مادر هستند یا همسر یا فرزند یک خانواده. آیا تهمت زدن و هتک حرمت به این خانم ها به همین راحتی است؟ این مرا آزار می دهد و دلم می شکند. این اتفاق می افتد و با یک عذرخواهی حاشیه ای همه چیز تمام می شود. این را گفتم که به اینجا برسم، خانم های بازیگر می آیند و بیانیه می دهند، ای ایها الناس! ما اگر خانه نشین شدیم و کار نمی کنیم دلیلش این است که تن به خیلی چیزها نداده ایم! منظور این خانم ها چه بوده؟ من شرعا همسر یک آدم هستم و شرم دارم از نوشته های روی سایت ها و خبرها و گاهی دلم نمی خواهد آرش بعضی از این خبرها را بخواند. شرم آور است و دلم می خواهد بگویم موفقیت دیگران را با بی عرضگی های خودمان زیرسؤال نبریم.

من و آرش واقعا خوشبختیم

نیوشا: همیشه معتقدم آدم یک بار زندگی می کند؛ چه لزومی دارد برای خوشایند دیگران به چیزی تظاهر کنم. من ازدواج نمی کردم مگر زمانی که فردی را پیدا کنم که تمام معیارهایی که دوست دارم را داشته باشد. شغل و درآمد داشتم و زندگی ام را می کردم و می توانستم تنهایی زندگی را اداره کنم. اما وقتی با آرش آشنا شدم دیدم او یک همراه است.

با هم قدم برمی داریم، نه من سد راه او هستم نه او سد راه من. نه قرار است من بار مشکلاتم را روی دوش او بگذارم نه او روی دوش من. نه قرار است من سکوی پرواز او باشم نه او سکوی پرواز من. بنابراین در کنار هم قدم برمی داریم و زندگی ما مساوی است. اهدافی برای ۱۰سال آینده داشته و زندگی پویا را دوست داریم. من پرتوقع هستم و به بعد از امروز فکر می کنم.

در هر کاری موفق شدن سخت است

نیوشا: البته که آدم مضطرب می شود اما زندگی را برای خودم زهر نمی کنم و از لحظه هایم لذت می برم. یک کوهنورد هم در بین راه زمین می خورد، شاید پایش پیچ بخورد، خسته و کلافه می شود اما بازهم به راهش ادامه می دهد. یک روزی با آقای مهدوی کیا با هم یک مصاحبه مشترک داشتیم؛ شما هم می دانید که نصف پسر بچه ها دلشان می خواهد فوتبالیست شوند و دختر بچه ها هم می خواهند بازیگر شوند اما هیچ کس نمی داند که این حرفه ها به همین راحتی به دست نمی آید. همه همان ۹۰دقیقه دویدن و همان چندساعت جلوی دوربین را می بینند. آقای مهدوی کیا می گفت من آنقدر تمرین می کردم و می دویدم که از حال می رفتم و نفس کشیدن برایم سخت می شد. برای من خیلی جالب بود و که فوتبالیست شدن این همه سخت است. شاید آقای مهدوی کیا هم نمی دانست که بازیگر شدن چقدر سخت است. حتی یک زندگی خوب داشتن هم سخت است.

از لحظه لذت می بریم

نیوشا: امیدوار هستم. به خاطر نداشته هایم خودم را عذاب نمی دهم و معتقدم دست بالای دست زیاد است. شاید اوایل آرش جا می خورد، او درک می کند که من هم مثل بقیه آدم ها هستم، گریه می کنم، خسته می شوم و همیشه مثل جلوی دوربین در کمال سلامت و شادابی نیستم. اعتقاد دارم اگر یک زن در اوج قدرت هم که باشد، حتی رئیس جمهور یک مملکت هم باشد باز هم نیاز دارد که به کسی تکیه کند. قبول کردم که آرش قوی تر از من است و به او تکیه کردم. او قطعا از من قوی تر است و از درون به این معتقدم. من یک زن هستم و قرار نیست یک زن که به قدرت می رسد و موفق می شود، مرد شود. باید یک زن قوی باشم.

من ادای مردها را در نمی آورم برای همین به مشکل برنمی خوریم. اگر راه بروم و بگویم من نیوشا ضیغمی هستم، قطعا او هم اعتراض می کند و می گوید هستی که هستی… مثلا یک زن با یک سوپراستار مرد ازدواج کند و هر روز بشنود که من ستاره هستم من… این من! من! اصولا ریشه هر خانه ای را نابود می کند… اگر من شکست بخورم آرش هم شکست خورده پس دیگر نمی گویم من… ما موفق هستیم و از لحظه لذت می بریم.

به تغییر دادن هم فکر نکنیم

نیوشا: این روزها گفتم که شایعه اختلاف ما هم هست. هر آدمی در زندگی مشترک اختلاف دارد، اما باید گفت و گو کرد و اختلافات را کنار گذاشت. ۲ تا خواهر که با هم همخون هستند هم گاهی عقاید مشترک ندارند و اختلاف پیدا می کنند.

هر فردی معیاری در زندگی دارد، من صادقانه انتخاب درستی کردم و حالا پای آن هم هستم. همه چیز را همان طور که هست ببینیم و بپذیریم و به تغییر دادن آدم ها فکر نکنیم. آدم ها تا ۷سالگی شکل می گیرند و موقع انتخاب باید دقت کنی و اولویت ها را درنظر بگیری و با خودت صادق باشی…

من هم خانه داری می کنم

نیوشا: ما حاشیه امنی برای خودمان تعریف کردیم. در هر جای دنیا دوروبر هنرمندها حرف هست و برای مردم حاشیه این افراد مطرح، جالب است. این قسمت زرد را دوست ندارم و معتقدم با رفتارمان از حاشیه دوری می کنیم. من همسر مردی هستم و این نقش را پذیرفتم.

آرش هم مرا در همین جایگاه پذیرفته ولی زمانی که سرکار نیستم، من هم ظرف می شویم و لباسهای آرش را اتو می کنم، غذا درست می کنم و مهمان دعوت می کنم. انجام کارهای خانه هم لذت دارد. من هم خانه داری می کنم مگر اشکالی دارد.

نیوشا واقعا معصوم است

آرش: دقیقا! ما خوشبخت هستیم و پشت پرده ای وجود ندارد. امیدوارم من سنت شکنی کرده و ثابت کنم زندگی سینمایی می تواند دوام داشته باشد. هرچه با سختی های هنر آشنا می شوم، صبورتر و پخته تر می شوم. تجربه سینما را در این ۲، ۳سال کسب کردم و هنوز درحال کسب تجربه های جدید هستم. آدم به این ترتیب بزرگ می شود من هم شنیدم که می گویند من نیوشا را به خاطر ستاره بودن انتخاب کردم، ذهنیتی از نیوشا داشتم که بعد از ازدواج دیدم او از تصور من خیلی هم بهتر است. معصومیت و خوبی نیوشا، درست مثل صورتش است.

کار من بازار است و ما هنوز به رسوم کاسبی معتقد هستیم. در بازار اگر کسی دچار مشکل شود، بزرگان زیر پروبال او را می گیرند و همه مرام و معرفت دارند اما مشکل سینما این است که آدم ها به هم بی محبت هستند. در صورتی که هنر با احساس توام است!

توقع آدم از هنرمندها خیلی بیشتر از اینهاست چون آن ها با روح و احساس کار می کنند. اما در بازار روح و معرفت انگار بیشتر حکمفرماست. ای کاش سینما هم بزرگ تر و ریش سفیدی داشت، بزرگ تری که حرمت داشت. در سینما همه من هستند و به سفت کردن جایگاه خود فکر می کنند.

تایید من برای نیوشا خیلی مهم است

آرش: نیوشا اگر در روز هزارتا تائید هم بگیرد و همه دنیا از او تعریف کنند، تائید و تعریف من برایش جایگاه ویژه ای دارد.

نیوشا: دقیقا همین طور است. تحسین جامعه و مردم با تحسین آرش زمین تا آسمان متفاوت است. آدم هایی که در خانه و روابط شخصی تامین نباشند، درزندگی حرفه ای موفق نیستند و رفتارهای غیرعادی دارند. اگر در خانه تائید شوی و در جامعه خیلی دچار مشکل نمی شوی که در خانه خلاء عاطفی داشته باشی. ستاره بودن یک عمر دارد؛ پس مهم ترین قضیه همین تامین عاطفه از طرف همسر و خانواده است. همه خستگی های روزانه ام با جمله دوستت دارم آرش از بین می رود. اگر روزی همه داشته های امروزم را نداشته باشم، تکیه گاهم، یعنی آرش به من آرامش می دهد. حرمت خانواده برایم خیلی زیاد است.

آرش: من تمام انرژی ام از خانه است. اگر همسرم خسته و غمگین باشد من هم همان مود را می گیرم. اینکه می گویند هنرمندها مودی اند، نه، همه آدم ها اینطور هستند. شاید هنرمندها حساس تر هستند. چارچوبی که سلامت باشد و تکلیف زندگی اش معلوم باشد به او کمک می کند.

نیوشا: خب، نوسانات دلار مود آرش را هم عوض می کند و من تحمل می کنم. (صدای خنده)

آرش: مردانیکه تجارت می کنند به نظرم در خط مقدم جبهه هستند و امیدوارم ایرانی ها در همه جا موفق باشند. سربلندی ایران، آرزوی من است. این روزها در حال جنگ هستیم و این بحران ها همه ما را درگیر کرده است. قدیم ها جنگ با زور بازو بود اما امروز همه در این جنگ حضور دارند. امیدوارم برای ایران بجنگیم و سربلند باشیم.

منبع: مجله اینترنتی ستاره

درباره salar dolkhani

salar dolkhani
با سلام خدمت شما بازدید کننده عزیز,امیدوارم از بازدید سایت ما لذت برده باشید و مورد پسندتون قرار گرفته باشه و با نظرات و انتقاداتون ما رو تو پیشرفت کمک کنید,من سالار دولخانی هستم . متولد 1373 . دانشجوی دکتری دامپزشکی شماره تماس: 09215485609

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 + = six

فروشگاه آنلاین اروم شاپ